تبليغاتX
سلام بر خورشید

سلام!

امروز آخرین روزی بود که ما واقعا بچه بودیم...بعد از این دیگه خییییییییلی بزرگ می شیم!

امروز ۲۸ اسفند بود و بر خلاف خیلی از مدرسه های دیگه ما تعطیل نبودیم و اومدیم مدرسه. ولی فقط یه زنگ کلاس داشتیم و بقیه اشو ول بودیم.... برای حورا و ضحی و مطهره و یاسمن و لیلا تولد گرفتیم...یه تولد رویایی تو حیاط خلوت...حالا مهم نیست که ر اومد و بیب زد به حالمون... ج جون ناراحت نباش...!

....یه کیک خوشگل درست کردیم...من و منا و نگار...خیلی خوشگل شده بود! هیچ وقت تولد به این رمانتیکی نگرفته بودیم!! با حوض و هوای تازه و...! ...بعدشم غذا درست کردیم(الویه) و بعد هم رفتیم تو حیاط ناهارو  زدیم و قلیون و...! عین پیک نیک بود! راستی قبل از اینکه نگار و منا بگن خودم می گم که سوسیس و تخم مرغ درست کردن که به قول خودشون خیلی خوشمزه بود! خلاصه که خیلی خوش گذشت دیگه... راستی بچه ها من یه عکس آورده بودم که رو کاغذ گلاسه پرینت کنیم و بدیم به همه بچه ها برای تبریک عید و اینا..ولی خودمونو کشتیم برامون پرینت نکردن! ولی اینجا براتون می ذارمش!

 

 

تازه می خواستم از اینا هم برای همه درست کنیم...ولی بازم نشد!

 

تصویر بزرگتر

 

 

به هر حال عیدتون مبارک! امیدوارم سال ۸۷ سال خیلی خوبی برای هممون باشه!

 

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

آوای خوش هزار تقدیم تو باد

....(بقیه اشو یادم نیست!)

بچه ها راستی این نوشته ی پارسال پسر فهمیده رو بخونین...خیلی جالبه..!

عیدتون مبارک!

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 18:57  توسط زهرا  | 



سلام سلام!
من و عطیه در یک اقدام شجاعانه!!!!آلان در مدرسه داریم آپ می کنیم

عطیه می گه:

امروز روزه آخریه که ورزش داریم با خانوم ظ داریم....................

یادش به خیر اون روزایی که با هم با نیاااام!!!! فوتبال یا هند بال بازی می کردیم!

هییییی جووووونی......

به قول زری خانومم

ما داریم بزرگ می شیم!
الان درست یه هفته داریم تا عید......

آهه اینارو داره پری خانوم(فرزانه!!!) می گه!!!

من دوس دارم ۴ شنبه برم حموم بهههد ۵ شنبه موقع سال تحویییل همه جا جار بزنم که من یه ساله حموم نرفتم!!
از کودکی به این کارعلاقه داشتم!!!!

عطیه!

امروز هیچ کدوووم از تجربی ها زمین نخونده بودیییم....

همین آلان تو بلند گوووو گفتن که خانومای سوم تشریف ببرن ورزشگاااه

فک کن.....

داشتم میگفم:

می خواستیم زود دو در کنیم زمین و بریم حیاط حال کنیم که یه دفعه خانوم زمین!!!!خانو ک

یه سی دی یه شووووشگل از عکسهای ماهواره ای زمین و بلندترین پل دنیا نشونمود داد و ما کلی ذوق کردیم(موزیک متنشم؟؟؟؟آهنگ رومئو و ژولیت بووود که بسییییی منو زری خانوم کلی شووشهال شدیم!!)

رفتیم تو حیاط وسطی کردیم که خانوم ر اومد جمعمون کرد! بد بد بد!!
آها آلان خانوم ا از پشت بلندگوووووجییییییییییییییییییییییییییییغ کشید:

خانومممممممممااااااااااااااااا لطف کنین تشریفتون رو ببرینن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیگه فهلا بابای !!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 13:32  توسط فرزانه  | 



سلام سلام....


باورتون مي شه كه اين منم كه دارم آپ مي كنم؟.... باور كنيد خب .... چون منم !!!!!!! .... چند وقتي بود كه تو برنامه ام گذاشته بودم كه آپ كنم .... ولي نمي شد ... نه اينكه بخوام تريپ درسخوني و اينا بيام ها .... خودتون مي دونيد كه من اصولا تو خانه تكليف نمي نويسيم .... مگر اينكه معلم اش خيلي خيلي گير باشه .... خب ... پس واسه چي نمي تونستم آپ كنم؟؟؟ ... بيشتر واسه اين بود كه ........... خب چرا دروغ بگم؟؟؟ ...... هان ؟؟؟ ‌چرا دروغ؟؟؟؟ آخه چرا دروغ؟؟ ‌بزنم تو دهنت بخوري تو ديوار خون بپاشه؟؟؟ بزنم؟؟؟ بزنم فكّت بيفته پايين بخوري تو ديوار كمانه كني برگردي ... بيفتي ... نتوني پاشي .... 5 روز بري بيمارستان؟؟؟ خب ... كرم داري ... بگو كرم دارم .... بگو تنم مي خار ه ...... مجبوري دروغ بگي؟؟؟؟ ......................................... نمي تونستم آپ كنم چون در واقع بيشتر حسش نبود!!!! هي هم اين فرزانه كه از قماش تجربي بيب هاست جلو ما ر‍ژه مي رفت كه شماها وبلاگ رو فراموش كردين و داره خاك مي خوره و اينا..... خب حالا من اومدم كه مثلا آپ كرده باشم ...... اونم كي؟؟؟؟؟ من!!!!!!!!! باورت نمي شه؟؟؟؟ باور كن...... !!!!!!!!!! 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 19:47  توسط فاطمه  | 



سلام سلام

خوفین ؟؟؟

تهطیلی ها خوچ می گذله؟؟؟؟

از بیکاری اومدم یه سری مزخرفات بنویسم برم

قبل از اووون رحلت بیامبر (ص) و امام حسن مجتبی (ع) رو به همتون تسلیت می گم

واقعا خجالت نمی کشین؟phbbbbt؟waiting؟من با این وضعم هی می آم

آب می کنم اونوقت شما لم دادین یه گوشه و هیچ کاری به کار این وبلاگ مادر مرده ندارین؟؟؟angry؟

خب حالا می خوام مزخرفاتمو بنویسم!smug

5 شنبه یه 2000 نفری ریخته بودن خونمون.drooling..همشونم مذکرdrooling!!!هول نکنین!daydreaming - New!

همشون ازدواجیده بودن!!cowboy
خووووولا3

من ر سیدم خونه ...فک کردم الان مامانم و فائزه در حال دویدن و

تر و تمیز کردنن!!اما زهی خیال باطل!!raised eyebrow!straight face!هیچکی خوووونه نبوود ..!!..surprise.1 ساعت دیگم مهمونا می یومدن!nailbiting

گفتم لابد باز به هم خورده من نمی دونم..d'oh..آخه تو خونه ی ما اینطوریه که

برای غافل گیریه بقیه هیشکی به هیشکی نمی گه چه اتفاقایی می خواد بی یوفته!confused coolخوولا3 یه سیستم خبر رسانیه آن لاین داریم این جا....cool

بهد دیدم خوب حوصله ام سر رفتهyawn رفتم ببینم تو این دنیای مجازی چه خبره.......دیدم مامانمو فائزه خیلییی ریلکسسسسس از استخخخخخر اومدن........thinking....

بهد....

ییهو منو دیدن نشستم بشت این کامبیوتر !!!مامانم عصبی شد گفت ما مهمووون داریم از صبح داریییم جووون می کنیم اون وقت تو داری؟؟؟؟at wits' end - New!waiting
مهنم که مظلووووووووووووم!liar

گفتم چشششم

با شادی و خووچحالی !smug!!رفتم مثه خانوووما کمک کنم بلکه یه چیزی یاد بگیرم!!!!
گفتن فرزانه.............این میوه هارو خشک کن..raised eyebrow.کار ازین مهم تر سراغ دارین؟؟؟؟نننننه! جوووون من؟؟؟worried

بعد که تموم شد ....ییهو ساعت رو دیدم ...وقت اومدن مهمووونا بودnailbiting ما هم با دلی خوش ....هنوز هیچچچچ کاری نکرده بودیم..cool..بههد ییهو در خونه رو زدن........nailbiting.......اون قدر که ما جییییییییییییییییغ زدییییییم اگه زنگ زلزله بوووود نمی زدییییم..smug...هه منم یه عادت بد دارم تو این موقعیت ها نمی تونم جدی باشم!devil هی می گفتم واااااااااای گاومون زائید........وااااااااایdrooling

بابامم بیرووون بود...مامانم به آقای دوست بابا تعارف کرد که بفرمایین بالا الان می یان...waiting..یه جووری گفت که آقاهه شعووورش رسیnailbitingد (فک کنم

جیییییغای منو شنیید بی چاره..rolling on the floor.)گفت نه..منتظرشووووون می مونم..ما هم خوووووچحااااااال ...به کارامون ادامه دادیمcool

مامانم گفت فرزانه؟؟؟برو این ریشه های فرش رو بکن تووووووو..worried..واقعا کار از این مهم تر؟؟؟؟؟ worried

من خواستم یه کار مهم کرده باشم با کلی ذوق و شوق گفتم ظرف میوه رو می چینم..love struck...بهد با کلی سلیقه و نو آوری چیدم و خوووووچحال گشتم love struckبهد....بابام از یه در دیگه اومد بالا که آقاهه نبیندش..devil....بهد گفت من میرم سرشو گرم می کنم شما به کاراتون برسین....devilcool

خوووولا3

مهمونا اومدن و من شاد و سر خوش مثه خانوووماااااا اومدم گفتم چه کمکی کنم؟؟؟batting eyelashes؟؟مامانم گفت این میوه هارو بذار تو بیش دستی....broken heart.

می خواستم زااااار بزنم.crying....تموم هنرمو خودم به دستای خودم خراب کردمcryingworried

......

.....

...

هم چنان داری خزعبلات منو می خووونی؟؟raised eyebrow؟بمیرم برات بس چه قدر بی کاریrolling on the floor

خولاااا3

مهمونی ساعت 11 اینا تموم شدwhew! و من مثل همیشه وسطش جیییم شدم رفتم کتاب خووووووندمdevil

بهد مهموووونی اومدم کمک کنم ...هه هه

 همه از شدت خستگی زده بووود به سرشووون

مامانم ظرف خالیه کباب رو نگا می کرد که فقط توش بیاز مونده بووود و می گفت وااااای این چه قدر قشنگه..؟؟؟؟drooling

طفلونکی مامانم..worried..از بس از دست آتیش سوزوندن نازنین حرص خورده بود.at wits' end - New!..من بودم نه یه تار مو روسر خودم بود نه یه دندووون تو دهن نازنینsmug

..

..

بابام می خواست غذاهارو جمع و جور کنه....به من که قورمه سبزی دوس دالمdrooling یه تیکه نون داد و گفت فرزاااااانه بیا ته این قابلمه رو تمیز کن....raised eyebrowstraight face

ساعت 12 فکر کن بشینی وسط خووونه با یه تیکه نون بیوفتی به جوون قابلمه.rolling on the floor...ولی چسبیییییدdrooling

کار مهم دیگه ای که کردم ...یه موزو از بشت میز در آوردم و آشغالارو جمع کردم...smug..تشوییییق نکنین نه خواهش می کنم....ناراحت می شم cool

خوووولا3

می خواستن تا گرمن ظرفارم بشوووورنcrying(احتمالا بشوورم..)که قیافمو معصوم کردمو چشامو درشت کردم batting eyelashesو به حالت التماس گفتم بابااااااat wits' end - New!

دل بکنین....فردا خودم می شورمشووون.....همه یهو انگاربه ولتاااژ 22000 ولت وصل شن hypnotized(چه امتحان فیزکی دادم !!straight face!!)دیگه هیییییچ حرکتی نکردنو صاااااااااف بریدن تو تختشوووونhypnotized

....منم خودمو بد بخت کردم با این تعارف رشتیییم....crying

الان یه مو به سرم نیس فقط و فقط برا این که به خودم قول دادم فارسی بنویسم..at wits' end - New!. همین

چند تا بیشنهاد :

1.هیچ وقت تعارف رشتی نزنین

2.هیچ وقت به خودتون قول الکی و چرت ندین......

ب.ن:

p

این حرف بالا رو این کیبورد حالییییش نمی شد منم برا اینکه در نمونم از

* ب* استفاده کردم.اگه نفهمیدی کی منظور از :ب» همون *ب* هس و کی اون حرف بالا ....دیگه بدون خنگی از خودته و من تقصیر نداررررممم

ممنون که سرتو درد آوردی....

خوووودافس

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 21:14  توسط فرزانه  | 



امروز تجربی ها ول بودن و ریاضی ها خر می زدن...آخی!!!!!!

این عکسم به خاطر نبود امکانات !!!!اسکنر .....با موبایل گرفته شده!!!!دیگه ببخشید کیفیت نداله!

vay mordam in 2 ta kharro toonestam benevisaaaam!
dige bebakhsid vaghean cheshatoon darad!!!!

in ke mibinin shahkarie az farzane *baboo golabish*

va oon kenarisham ye sanjaghe ke ma shapara be saremoon mizanim ta hoviyyatemon namayan bashe gomo goor nashim!

hame ye bachehaye kelas yek adad azina daran!
ino ham hoora joon zahmat keshide baram dolos kardee!

fehlan bye bye

yeki biad doros tozihatesho benevise man farsi nemitoonam benevisaaaaaaam!

ochay?

                       

                

nemidoonam chera pahash raft!!!!    

inam bebinin:

 

 

jigar nistan?????!!!!:D:D

kheili oskolan!mese maha!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 20:58  توسط فرزانه  | 



سلام

فرا رسیدن اربعین حسینی را طرف نویسندگان به همه ی شما خوانندگان محترم این وبلاگ تسلیت می گم.

 واقعا جا داشت که تاسوعا و عاشورا  هم پستی درباره ی محرم می گذاشتیم.  مثلا ما مسلمون و شیعه هستیم و وقتی که ادعای شیعه بودن می کنیم  حداقل کاری که می تونیم بکنیم اینه که  این روزا رو به هم تسلیت بگیم.

امیدوارم که قدر امشب و فردارو بدونیم و تا می تونیم برای هم دیگه دعا کنیم.

خوشحالم که بالاخره طلسم این همه وقت پست نذاشتن شکوندم.

      التماس دعا...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 19:50  توسط ضحی  | 



گل

      گل

          

             گل اومد

                               

                                   کدوم گل؟!!

 

 

     همون که رنگارنگه

                                برای شاپرک ها

                                                         یه خونه ی قشنگه!

 

                             

                            کدوم،کدوم شاپرک؟!!

 

 

 همون که روی بالش

                                           خال های سرخ و زرده

         

          با بال های قشنگش

                                                    می ره و برمی گرده(۲)

                                                                           

 

شاپرک،خسته می شه

                                               بال هاشو زود می بنده

             

        روی گل ها می شینه

                                                       شعر می خونه، می خنده!(۲)

                                                           

                                                                 

 کلاسمون خیییییییییلی خوشگل شده!!عین مهد کودک!!

 

 

 

 

 

 

       

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 22:26  توسط زهرا  | 



salam be shaparakaye aziz!

khoofin?

hey khastam nayam up konam ba in khatte daghoone fingilishi ,,hey ye chizi ghelghelakam dad ke biam ye kam gardo khake injaro bettekooonam mese kelasemoon ke negar zahmat keshid ye abo raangy behesh dado harchi goldoon mitoonest az khanoom hamze kesh bere kesh rabto nimkat dozdido ovord cepoond too kelas ta basi roohiyeye ma nogolan shad shavad va name kelas be boostane shaparak taghir yafto ....khanoom z va khanoom m ham khosheshoon oomado dar rastaye neshat bakhshi be ma koodakane taze be mahd amade dore sevvome b shaparak va dore sevvome alef gilaaas keshid ! fekkon! khodeshoonam khandashoon gerefte bood ke ina dge che joor arshadaye madrese hastan????har chi migzale ....hehe!khob oskolim dge!

kholase negar be man goft boro babo shaparakam ekhtera kon ke bechasboonim be difale kelas!

hamin dge...mikhastam begam kheili bib hastin ke in weblogo faramoosh kardin hamin webloge ke 10 sal dge ke hamamon yademoon rafte ki boodimo chi shodim miyaym khaterehamooono mikhonimo lezzat mibarim..ki fhamid man chi goftaam????

midoonam chon injoori neveshtam alan cheshat dare dar miaad pas felan bye bye

bala gheiratan shomam ye astini bala bezanin

ochaay???

chanta baboo shaparak!!!                                         

in kheili googolie!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 11:49  توسط فرزانه  | 







+++++++++++++++++++++++++++++++++++


در صورت بروز هرگونه سوالی و یا مشکلی میتواند توسط ایمیل و یا وبلاگ رشیدا با من در ارتباط باشید

WEB : www.rashida.blogfa.com

OR

www.rashida.tk

E-mail : r_a_s_h_i_d_a@walla.com

Yahoo ID : r_a_s_h_i_d_a



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->