بالاخره هممون رفتیم دانشگاه!! این همه خوندیم خوندیم که حالا بیایم بیشتر بخونیم!! دانشگاه به خودی خودش خوبه ولی بدیش اینه که اولا خیلی دوره! دوما دوستات هر کدومشون یه جای دیگه اند!!
امروز صبح ساعت 6:15پاشدم، بدو بدو کارامو کردم، 7 از خونه زدم بیرون، 8 رسیدم دانشگاه. امروز فقط همین کلاس ساعت 8 رو داشتم. ببین آدم چقدر می سوزه وقتی بعد از یک ساعت معطل استاد شدن بگن کلاس تشکیل نمی شه!! ( smiely ندارم، حوصله هم ندارم دنبالش بگردم!!)
کاشکی هممون یه دانشگاه قبول شده بودیم. " یه عالمه اسکل تو یه دانشگاه!!" چی می شد!!!
نگار... متاسفم که باید یدون ما بری اردو... میدونم اصلا خوش نمی گذره p: ولی حتما برو!! من اردوی معارفمون که 3 روز هم بود رو نرفتم، الان مثله ... پشیمونم!! همه همدیگرو از اردو می شناسند ولی من نه!! :( تازه یه عالمه هم چیز تو اردو داده بودند که حالا من باید در به در برم بگردم دنبال یکی که بهم بده!!
بابا نرید دانشگاه پیداتون نشه ها! دلم براتون تنگ شده....





