تبليغاتX
سلام بر خورشید
می خوام بگم عطیه خانم تفلدت مبارک

بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی!!!

اینم از طرف همه!!!

آیس پک بریزید آیس پک بریزید آمد  عطیه اسکله

 خود آیس پک و پیدا نکردم!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 23:10  توسط نگار  | 

سلام به بشه های گل گلاب درس خون!

راستش نه که خیلی بی کاریم!بعدم نه که فردا سنجش نداریم گفتم یه پستکی(ک تحبیب؟!)بذارم تا دلمون به کمی باز شه. در ضمن زری خانم برام پسووردمو پیدا کرد دستش ندرده!نشسته بودم که ییهو یاد قدیم ندیما افتادم!یاد اون روزا که خیلی با الآنا فرق داشت .سادنلی یه فکری به مخم خطور کرد!اینجانب تعدادی عکس که مقداری خاطره به همراه خود دارند را در زیل برای شما نمایش داده ام.باید در مورد عکس اول بگین این کجاست و توضیحات لازمو بدید.دومیم باید بگین که کیه!!!البته تو عکس دوم دو نفرو باید معرفی کنین!هر کی کامل و جامع تر جواب بده براش تو مدرسه یه شیر کاکائو می خرم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 20:13  توسط نگار  | 

سلام سلام!100 تا سلام!1300 تا سلام!  در ابتدا از همه ي شما مسگلاي عزيز دلم تشكر(!)به خاطر اين كه به ميلاد من قدم رنجه كرديد(به به!).بعدشم زهرا و ضحي و عطيه خيلي بيبين كه نيومدين!جاتون خالي بود.از اونجا كه از گذاشتن عكساي قشنگمون معذورم براتون قيافه جواد جوناي خودمو توصيف مي كنم!!!(لازم به ذكر است كه اولش مثل آدم بودیم )راستي به ترتيب قيافه جواتي و داغونشون مي گم!

1-وااااااااااااااااااااااااااي.پروانه(فرزانه!)قيافش غير قابل وصف بود!يه شلوار كردي طوسي داغون با يه پيرهن گل گلي كه به قول خودش 11 سال پيش كه فنچ بوده باباش پارچشو برا مامانش از فرانسه آورده!!!!!!(احتمالا از يه جايي تو فرانسه مثل ميدون شوش ما!)با يه دمپايي كه دقيقا از وسط نصف شده بود و در آخر يه كت مشكي با دو متر اپل كه روش با پارچه گل گلي بنفش-زرد كار شده بود!!!!جيييييگرشو!راستي يه روسري تور قهوه اي هم سرش كرده بود.من كه در نگاه اول ازش ترسيدم.مامانم هم ععكسشو ديد گفت:واااااااااااااااااااااااااا!اين جادوگره كيه؟راستي فري جون گيتارتم(جارو) خيلي امتياز داشت.همچنين حركات نمايشيت  با ياسمن!!!!!

2-مونا بهت تبريك مي گم!تو زمينشو داري!!!!!!!!!مونا با اون دامن آبيش و پيرهن طوسيش كه گل هاي قرمز داشت و شال بنفش جيگرش نمي دوووووووني چي شده بود!با كفش پاشنه 10 سانتي!راستي بلوزشم كرده بود تو دامنش!با يه عينك قد هندونه(چيزي دم دستم نبود تشبيه كنم!)مونا بقيشم به دليل مسائل عفت كاري نميگم(چهره آرايي و اينا)...........چاقوتم محشر بود!انقدم دنبال من راه نيفت!

بود!شلوار جين با پيرهن گل گلي شماليت با كلاه حصيري خوشگلت!perfect  3-فاطمه جون تيپت.

اونم با صندل پاشنه دار مامان من !!!!!!!البته بيشترين امتيازت مال ...... كرواتت با كت ياسي بود!خيلي خنديدم!مخصوصا اونجا ها كه يادت ميرفت!مثلث عشقيت با منو مونا رو فراموش نمي كنم!(اي!)

4- عبا و ياسمن(!) در رتبه ي 4 قرار مي گيرن!ياسمن چه قدر كت دامن چارخونه قرمزت خوشگلت بود .فقط چون خودت قيافت خوبه هر كار كني جوات نمي شي جييييييگر!ولي نمايشت با فرزانه خيلي منگل بود!عبا چه قدر اين كت گيپور كه فاميلمون از آمريكا آورده بهت ميومد!اونم با دامن گلي حورا.ماه شده بودي.فقط چون غصبي بود امتيازت كم شد!واي وقتي با فرزانه مثل دو تا  فنچ عاشق اومدين تو!!!!!!!!!

لازم به ذكره كه هر چي رتبتون بدتر باشه به آدميت نزديك ترين!

در آخرم خودم بودم!ماشا... .يه تيكه ماه!پيرهن آبي با پروانه رو سرم!ديگه برو تا تهش!!!!!!!

خلاصه خيلي خوش گذشت! راستي با اين همه غزل شدن سوراخ دماغاتون گشاد نشد؟!عبا كه با دست گرفته بود سوراخ دماغشو!!!!هر كي حال داره بقيشو تعريف كنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

يه بيت شعر مي گم و ميرم:نگار من كه به مدرسه برفتو شعر بنوشت/آخرم هيچ پخي نشد با هم بگيم زرشك

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 19:9  توسط نگار  | 

سلام به علف هرزه های باغ زندگی!!!!!!!!!!!!!

راستش امروز سر کلاس زبان که بغل دست ضحی داشتم حسابان می خوندم(به دلیل امتحان زنگ بعد!)ییهو متوجه شدم که هیچی از این درس مزخرف(توجه به معنی مزخرف در عربی(ثروت)بشود!)  نمی فهمم!در همین لحظه بود که یک چند بیتی چرت  و پرت سرودم که در سرویس آن را به اتمام رساندم و دلم نیامد آن را به ثبت نرسانم.لازم به ذکر است که وزن شعر همان "خدا چرا تابستونو به ما داد"(فکر نکنید که منظورم شعر بد اخلاق سروده ی جناب آقای منص...است!نیست!)

خلاصه حاجت به تفضیل کلام نیست!بشنویم

خدا چرا حسابانو به ما داد؟ ای بابا/بدبختیو بی چارگی به ما داد؟ ای بابا/خسته شدم از دست این براکت!/حتی توی خوابم نمی شه ساکت! ای بابا//////جزء صحیحو سینوسو کسینوس/ اینها همش شدن برای من لوس/بسط دادن جمله های تکراری/ از دست این تابع شدم فراری!ای بابا///// معادلات با کلاسو با حال/ حل کردنش هست برای من محال/ انتقال توابع یک به یک/ بیشتر از این کله می خوادشو فکر! ای بابا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 21:3  توسط نگار  | 

حال شما؟احوال شما؟میدونم که بعد از ۲ هفته دلتون برای پست من پر میزد!!!!خداییش تو  moodنوشتن نبودم.ولی یه چیزایی بود که دلم نمی یاد موندگار نشن!همون طور که می دونین (شایدم ندونین)۱ شنبه رفته بودیم اردووووووو!!!!!از اونجایی که قرار گذاشتیم نگیم کجا رفتیم(آخه شاید دل بقیه بسوزه!!)فقط می گم اردو.عجب جایی بود این اردوووووووووووو!سرتونو درد نیارم!یه سوتی گنده (یا صوتی یا ثوتی)دادیم منو مونا .راستش برگشتنه همه تشنشون بود.اتوبوس ما ۳وما (که از ترس این که پیش خانم تق..... نیفتیم و همایش چرتمونو نقد کنیم رفتیم توش)که توش چند تا ۲ومی هم بود قرمز بود با خط های زرشکی.من و مونا دیدیم دم یه اتوبوس که زرشکی بود با خط های قرمز دارن آب می دن!واقعا نمی دونم چرا فرق این ۲ تا رو نفهمیدیم!مونا وایستاده بود هی می گفت:آب های مارو نخورین!آب مال اتوبوس ماست.من دیدم کسی بهش توجه نمی  کنه!!!!!!!با غرور و افتخار سرمو گرفتم بالا و گفتم:برید کنار من می خوام برم تو اتوبوسمون!دیدم یه جوری بهم گاه می کننا!خلاصه رفتم بالا و گفتم :از دست این اول دوما که آبای مارو تموم کردن!سرمو آوردم بالا و ..................چشمتون روز بد نبینه!وایستاده بودم بین یه گله دومی!اول گفتم همون اتوبوس خودمونه که دوماش زیاد شدن اما وقتی پرسیدم:کسی منو       می شناسه؟!با صورت های متحیر دوما رو به رو شدم!نگو ضایع شدم!مونا همواره داد میزد که از آب های ما نخورین که خبر ضایع شدنمون به گوشش رسید!خلاصه یواشی از اون لا در رفتیم!!!

بعدشم برا اين كه 15 تامون (بزغاله ها)گم نشيم شماره گذاشتيم!البته چون من و مونا مي خواستيم هر دومون 1 باشيم هر كدوم شديم 2/1 كه رو هم بشيم يه بزغوله!!!!نمي دونم چرا من مثلا ميگفتم بزغاله 8 (فرزانه)گم شده آدماي از همه جا بي خبر بد نگاهم مي كردن؟!!!!!!

راستي تولدم مبارك!!!!!!!!!!!

امروز تولدم بود.ولي از اونجايي كه قرار بود اين 14 تا ..... رو تو رستوران.....برگر(تبليغ نشه!)مهمون كنم هنوز ازشون كادويي دريافت نكردم!و اما خانواده:

مامان جونم يه همبرگر برام خريد

بابا جونم يهو يادش افتاد و گفت:تولدت مبارك!!!

برادر بزرگم يه هات داگ برام خريد و كوچيكه يه كيك شكلاتي!

              خواهرمم كادوش مثل بابام تكراري بود!!!!!!!!!!!!!!!

(البته کادوی اصلی رو نمی گم که دلتون نسوزه!!!)                                                                                                                      

 بی خودی نیست فاطمه میگه:

ما سر خورده ایم!!!!!!!!!!!!!!!  

اینم کادوهام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 18:54  توسط نگار  | 

باز هم کلامم رو با سخن شیرین ما اسکلیم شروع میکنم!!!!این ۳ومین بارمه که این پستو مینویسم و اگه پاک شه دیگه نه من نه بلاگفا!!!!!!

امروزم مثل روزای دیگه یه روز پر از خنده و خالی از مشاورهای مهربون!!!!!!!مخصوصا زنگ آخر خیلی با حال بود.اون از صحنه های لیلی و مجنون پشت کنکوری(lol) که من و حورا توی حیاط دیدیم!بعدشم که صدای جیغ بچه ها که از بلند گو تو کل مدرسه پخش شد و طبق معمول افتاد تقصیر ما ۱۵ تا اسکل!!!!!!بعدشم زنگ ورزش تو سالن فرش شده برای احیا!!!!!!!!!!نصفیا برای قوی شدن بنیادورزشیشون رفتن سراغ کاراته و بقیه هم بدمینتون.اما ما چی؟!!!!۱۵ تایی (مثل)اسکلا با کلی خواهش و تمنا رفتیم zoooooooooooooooooooo!!!اشتباه نکنین منظورمzooنیست!زووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو رو میگم!!!!!!!!!!! zooکه فعلا همین مدرسه خودمونه با این بزغوله های جدیدش!فقط باید مواظب باشی زیر پات نرن!!(lol)خلاصه من نفهمیدم چرا توی زوووووو همه منو از هر طرف می کشیدن؟!یه بارم که انقده جراحی پامو کشید دستشو گاز گرفتم!!!(بد بخت)از اونورم بچه های گروه خودمون منو میکشیدن.انقده خندیدم نفسم یه لحظه بند اومد!!!مرگ رو جلوی چشام دیدم(درس معاد خانم تق....!!!)خلاصه یه اشهد گفتم  و دیدم اونور خطم(یعنی بچه های گروهم نجاتم دادن!!)بعدشم خانم ظفر.... یه بازی تو مایه های گرگم به هوا که دبستانیا خجالت میکشن بازی کنن یادمون داد.خدایییش خودشم به یاد بچگی هاش وایستاده بود ما رو نیگا میکردولذت می برد و تکون نمی خورد!!!!!!!!!ااصلا طرف بدمینتونیا نمی رفت!بعععععععععععد آلیسا بازی کردیم که تلفات داد(یه پرده)در آخرم رسیدیم به اسدست پنگل!!!!!!!یه بازی جالب و هیجان انگیز در عین حال غیر قابل وصف که از اس(اسکل:ما اسکلیم)دست(استفاده از دست)پن(پنگوئن:دستامونو عین پنگوئن میزدیم زمین!)گل(منگل:امروز فهمیدیم که منگل هم هستیم که در صدد آن اسکل معصوم به مسکل معصوم تغییر یافت!!!)خلاصه بازی یه چیزی تو مایه های اتل متل با دست بود با دور گردش!!!!!

به هر حال                       همین بس که گویم ما اسکلیم!!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 21:20  توسط نگار  | 

راستی بچه ها بابت تاخیر در تحویل فیلم جنوب معذرت میخوام!!!!!!

تقصیر این نگین بیب بود!!!به هر حال خوشحالم این ۲ نفر که دیدن (فاطمه و فرزانه )خوششون اومد!ایشالا به دست بقیه هم میرسه!آمممممین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 16:51  توسط نگار  | 

basheha belakhare omadam ye shizi benivisam!!!!!!!!! akhe khodetoon midoonin kare shabaneo (rozeye rezvan joono!)ma ham ke ye ghalati kardim ye sher bara aboo neveshtim hala bayad joresho bekeshim!!!!!!! bara hamine chanvaghte dasto delam be ghafie nemire dge!!!!! hala mikham be ghole doostaye ghadimimoon begam

khoda chera tabestoono be ma dad?! ey baba!! /shadi khoshi tafriharo be ma dad?!ey baba!!/bazam,bazam tamom shod ey khodaya!/bazam hamoon madreseo bacheha!!ey baba!!/bibib bibib bibib bibib bibib bib /bib bibibib bibib bibib bibib bib!/khob hamashoon asabemon kardan khord!/ama bazam tahamol ey khodaya!!/

!!!!!!!!!!!!!!ey baba

rasti bacheha che sootii dadam ba in mosabeghe ejra kardanam!!!!!na?!taghsire in bachehaye bahooshe ke hameye javabaro balad boodan!be man che!!!!!

ta ba'd

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 16:34  توسط نگار  | 

!salam be to ey aziz!che khoshgelio tamiz

 belakhare bad az 3 mah webloge ghashangemoon rah oftad! age khoda bekhad ye sher bara eftetahesh daram migam ke ishala dafeye dge mitoonin bekhoninesh!ye tabrike janane ham az taraf goorigoori negoorigoori be khatere bazgoshaie madares va shoroe rozehaye rezvan(lol)!khob felan amri nist

 ta ba'd.bedrood

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 16:33  توسط نگار  |