تبليغاتX
سلام بر خورشید - دیش دارا دیش دام!!
بچه ها جون سلام!!

من سارا هستم (نه شارا!!!*) منو می شناسین؟؟؟ من پس از ۲۰ سال و اندی به این وبلاگ پا گذاشتم! (قدم نو رسیده مبارک!!) من واقعن به شماها افتخار می کنم که حتی تو امتحانا اینجا رو ول نکردین! در صورتیکه من حتی حالشو نداشتم بیام بخونم!!

ولی یه چیزی: چرا تا ۱۰ روز بعد از آپ کردنِ یکی، تو نظرای پست اون بدبخت چرت و پرتاتونو ادامه میدین تا اینکه یه بدبخت دیگه ای (مث من) بیاد آپ کنه و به اون گیر بدین؟؟؟؟؟ (هان؟؟ اگه فهمیدین به منم بگین!!)

در اینجا جا داره که از دوست خوبم، پری جان، تشکر کنم، به خاطر زحمتایی که دیشب برای ما کشیدن! و همچنین مادر زحمتکششان که آن سفره ی رنگین و پر کباب را فراهم کرده بودند! و خواهر ایشان، نازنین بانو، که چشم را در بازی هیجان انگیز و پرمخاطب چشمک (که چه قدر مورد توجه دوستان قرار گرفت!!) برای ما پیدا کردند! و جناب آقای محمدطاها قاضی زاده که همه پفک ها را با تمام وجود نوش جان کردند و به روی خویش هم نیاوردند!!!

از این چرت و پرتا بگذریم! بچه ها خواهشن بیاین تو این چند روز تعطیلی خوش بگذرونیم... plzzz... توی نظرای این پست بگین هرکی، کِی میره مسافرت و هرکسی رو هم که ازش خبر دارین بگین که یه برنامه ریزی خوب بکنیم...

ولی خداییش بچه ها..... دبیرستان آخرش شد تموم...... ))))):.... بیاین بچه ها از هم دور نشیم... چون من احساس می کنم خیلی بی بخار شدیم و دیگه جمعی با هم یه کاری رو نمی کنیم... همش چند نفر با هم یه کارایی می کنیم به بقیه هم نمی گیم... همه میگن هیچ دوستی، دوست دبیرستان آدم نمیشه... وقتی راهنمایی بودم همیشه می گفتم چرا همه میگن دبیرستان، دبیرستان... چرا هیشکی یاد راهنماییش نیست!! ولی الآن می فهمم که راهنمایی چه دوران گندی بود! آدم تازه تو دبیرستان اون آدم اصلی ای که قراره تا آخر عمر باشه، میشه (!!!)... شخصیتش شکل می گیره... اون دوستایی هم که پیدا میکنه دوستای اصلیشن... قبلن به خودمون می نازیدم که چه قدر با هم دوستیم و باحالیم!! هیچ کدوم از بچه ها این جوری نیستن... ولی داریم مث بقیه می شیم... باید جلوشو بگیریم... وگرنه بعدن پشیمون می شیم... خواهش می کنم بچه ها... یه فکری بکنین... می تونیم تو این چندروز تعطیلی با هم باشیم تا زیادی از هم فاصله نگیریم... باشه؟؟؟؟

واااای... چه قدر حرف زدم!!! بسه دیگه... فعلن بچه ها... فقط نظر یادتون نره...

در ضمن... مطهره و دوستان... دستتون درد نکنه... دست به دست خیییلیییی عالیی بود... D:

پس فعلن...

------------------------------------
پاورقی:

* این تذکر مداوم نازنین بود به محمدطاها!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 13:12  توسط سارا  |